
دلا بره سمت قم(قبله ی ایران)
هر کی رفت التماس دعا
نوشته شده توسط منتطر در چهارشنبه ششم مهر 1390 ساعت 2:43 موضوع | لینک ثابت
چندتا شعر دیگه تقدیم به همه ی عزیزان:
نوشته شده توسط منتطر در چهارشنبه ششم مهر 1390 ساعت 2:39 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط منتطر در چهارشنبه ششم مهر 1390 ساعت 2:24 موضوع | لینک ثابت
یه کرامت کریمه اهل بیت : نجات گمشده
خادم و كلید دار حرم و مكبر مرحوم آقای روحانی كه از علماء و امام جماعت مسجد امام حسن عسگری علیه السلام بوده می گوید: شبی از شبهای سرد زمستان در خواب حضرت معصومه سلام الله علیها را دیدم كه فرمود: بلند شو و بر سر منارها چراغ روشن كن. من از خواب بیدار شدم ولی توجهی نكردم. مرتبه دوم همان خواب تكرار شد و من بی توجهی كردم. در مرتبه سوم حضرت فرمود: مگر نمی گویم بلند شو و بر سر مناره چراغ روشن كن! من هم از خواب بلند شده بدون آنكه علت آنرا بدانم در نیمه شب بالای مناره رفته و چراغ را روشن كردم و برگشته خوابیدم.
صبح بلند شدم و دربهای حرم را باز كردم و بعد از طلوع آفتاب از حرم بیرون آمدم. با رفقایم كنار دیوار و زیر آفتاب زمستانی نشسته صحبت می كردیم كه متوجه صحبت چند نفر زائر شدم كه بیكدیگر می گویند: معجزه و كرامت این خانم را دیدید! اگر دیشب در این هوای سرد و با این برف زیاد چراغ مناره حرم این خانم روشن نمی شد ما هرگز راه را نمی یافتیم و در بیابان هلاك می شدیم.
خادم می گوید: من نزد خود متوجه كرامت و معجزه حضرت و نهایت محبت ولطف او به زائرینش شدم
نوشته شده توسط منتطر در چهارشنبه ششم مهر 1390 ساعت 2:22 موضوع | لینک ثابت
صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب العصر و الزمان
عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم *** آقا نشد که لایق دیدارتان شوم
غفلت بساط کرد سر راه طفل دل *** وایَم نشد که راهیِ بازارتان شوم
واصل اگر به عَرضه حسن تو می شدم *** چیزی نداشتم که خریدارتان شوم
باری ز دوش حضرتتان بر نداشتم *** شرمنده ام که تا به کجا بارتان شوم
ای حیدر زمانه غریبت گذاشتیم *** در روز غم ولی نشد عمارتان شوم
با آنکه سر شکسته و سر خورده مانده ام *** اذنم بده فدایی و سردارتان شوم
ماه خدا رسید و دلم آرزو نمود *** مهمان کنار سفره افطارتان شوم
در روز انتقام شهیدان کربلا *** آقا اجازه هست ز انصارتان شوم
نوشته شده توسط منتطر در سه شنبه چهارم مرداد 1390 ساعت 20:56 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط منتطر در یکشنبه دوم مرداد 1390 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
ای لسانت لسان پیغمبر *** وی بیانت بیان پیغمبر
ای زمانت شبیه رستاخیز *** در دهانت زبان پیغمبر
ای فدای صدای تکبیرت *** وی به گوشش اذان پیغمبر
هست از پا تا سرت ای سَرور *** با تو سرو روان پیغمبر
ناز را، خال آل هاشم را *** داری ای صد نشان پیغمبر
گیسویت ریخته به شانه توست *** زلفی از گیسوان پیغمبر
کَمَرت، چهار شانه ات، قدمت *** هست آیینه دان پیغمبر
ای خدا گونه، گونه گندم گون *** گونه گونه شاب پیغمبر
ای خوشا لب به خطبه بگشایی *** سوره ترجمان پیغمبر
نفس تو نفس حیدر کرار *** جان تو هست جان پیغمبر
رزم تو رزم بی امان علی است *** ای توانت توان پیغمبر
دولت توست دولت زهرا *** ای امید نهال پیغمبر
ای امام محمدی سیما *** ای نهان و عیان پیغمبر
قرنها عمر بی خزان داری *** ای همیشه جوان پیغمبر
ابر تیره ز آفتاب بگیر *** زلف پیچیده را نقاب بگیر
همه حلال مشکلاتی تو *** به خدا کشتی نجاتی تو
قرة العین آل زهرایی *** چشم را چشمه حیاتی تو
شب میلاد تو شب رحمت *** پس حسین دگر به ذاتی تو
عیدی تو برات آزادی است *** خلق را برگه براتی تو
ای بنازم شهادتین تو را *** هم حیاتی هم مماتی تو
هفتمین روز از ولادت تو *** شد ندا آخر ولاتی تو
این تو هستی هُدات مهدیین *** بحر مستضعفین هماتی تو
روی کتفت نوشته جاء الحق *** زهق الباطلی نشاطی تو
هر امامی به یک صفت معروف *** صاحب اعظم صفاتی تو
نُه امام زمینیان تنها *** که ولی همه کُراتی تو
زمزم از روی تو کند فوران *** جاری نیل تا فراتی تو
مدعی را چه به رویت *** منکر این مکاشفاتی تو
مهدویت که نیست بازیچه *** کِی طرفدار سیئاتی تو
انحرافات انتظار تو نیست *** دشمن این مزخرفاتی تو
امر، امرِ تو، حکم، حکمِ شماست *** به خدا قاضی القضاتی تو
همه خلق پایبست شما *** دست رهبر میان دست شما
هر کجا آشیانه ای داری *** تا دل ماه کرانه ای داری
تو برای هدایت هر کس *** در مسیرش بهانه ای داری
ای خوش آن دم که با اناالمهدی *** بر لب خود ترانه ای داری
ای قدوم تو بر فراز فلک *** سایه جاودانه ای داری
گرچه خیمه نشین صحرایی *** هر طرف آستانه ای داری
با وجودی که ما مسلمانیم *** تو به یک خیمه خانه ای داری
در دل هر محب منتظرت *** جمکران یگانه ای داری
گاه با بهترین رفیقانت *** محفل دوستانه ای داری
با محبان خاص خود گاهی *** صحبت مشفقانه ای داری
با علمدار انقلابت گاه *** گعده عاشقانه ای داری
چه کسی گفته غایبی آقا *** سایه در هر میانه ای داری
نیمه شبها که تا طلوع سحر *** کربلایی نشانه ای داری
به دعا گویی که مشغولی *** چه غم مخفیانه ای داری
نکند یاد زخم بازویی *** یا غم درد شانه ای داری
نکند در دل رقیه ایَت *** روضه ناز دانه ای داری
ای که با هر بهانه میگریی *** چه دل پر بهانه ای داری
کِی اشاره کنی بر آن دو نفر *** بَه چه عصر و زمانه ای داری
ای علمدار سرمدی برگرد *** ای نگار محمدی برگرد
(سلامتي حضرت صلوات)
نوشته شده توسط منتطر در پنجشنبه سی ام تیر 1390 ساعت 0:36 موضوع | لینک ثابت
ای آنکه چشم پاک و نجیبت گواه ماست *** تو هستی و ندیدن رویت گناه ماست
غافل ز حال و روز محبان نمی شوی *** قائم چو خوانده ایم تو را اشتباه ماست
از وحشت برای غم آخر الزمان *** تنها حریم جنت کویَت پناه ماست
ما را بخوان به وقت ظهورت که سالها *** آماده طلیعه سبزت سپاه ماست
ای آخرین مسافر زهرا شتاب کن *** عمریست بر مسیر عبورت نگاه ماست
هر وقت نام تو ز دل ما عبور کرد *** انگار که چشم توست که دیده به راه ماست
با لطف فاطمه به شما مبتلا شدیم *** کی گفته دل سپردن ما دلبخواه ماست
ما آمده ایم تا کَرَمت را عطا کنی*** وقتش رسیده روزی ما کربلا کنی
نوشته شده توسط منتطر در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 0:59 موضوع | لینک ثابت
ما معتقديم كه عشق سرخواهد زد *** بر پشت ستم كسي تبر خواهد زد*** سوگند به هر چهار آيه نور*** سوگند به زخمهاي سرشار غرور*** آخرشب سرد ما سحر مي گردد*** آشوب جهان فتنه سر مي گردد *** چشمان زمين ز عشق تر مي گردد*** مهدي به ميان شيعه بر مي گردد*** تفسير بلند ذوالفقار است اين مرد*** انگار بهار در بهار است اين مرد*** با تيغ حسين در نيام آمده است ***انگار علي به انتقام آمده است *** اي سيد سبز پوش من يا مولا ***اي مرد علم به دوش من يا مولا*** برگرد هنوز بي قرارت هستند*** يك عده عجب در انتظارت هستند *** آن مرد كه بوي سبز باران مي داد*** آن پير كه روح بر جماران مي داد*** مي گفت كه عاقبت كسي مي آيد*** از نسل علي دادرسي مي آيد*** اما تو نيامدي بهارانم رفت *** افسوس دگر پير جمارانم رفت *** طفلان نجيب بيشه ها شير شدند *** مردان غريب جبهه ها پير شدند*** يك عده به ذكر توبه تطهير شدند*** يك عده ز دوريت زمين گير شدند*** برگرد كه بر بهارمان مي خندند*** يك عده به انتظارمان مي خندند*** دستان سياهي كه به خون آلوده است*** گويند كه انتظارتان بيهوده است*** افسوس كسي نيست بيا داد برس ***اي صاحب ذوالفقار به فرياد برس*** امواج دلت آبي درياي غريب*** غربت كده ات كجاست مولاي غريب *** غربت كده اي كه بوي دريا دارد*** صد خاطره از غربت زهرا دارد*** برگرد علي چشم به راه است هنوز*** اسرار دلش در دل چاه است هنوز*** آن چاه پراز ستاره را پيدا كن *** آن سينه پاره پاره را پيدا كن*** برگرد كه بر بهارمان مي خندند *** يك عده به انتظارمان مي خندند
نوشته شده توسط منتطر در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ساعت 19:35 موضوع درد دل با آقا امام زمان(ع) | لینک ثابت
نوشته شده توسط منتطر در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ساعت 19:32 موضوع درد دل با آقا امام زمان(ع) | لینک ثابت
نوشته شده توسط منتطر در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ساعت 3:8 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط منتطر در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ساعت 2:58 موضوع | لینک ثابت
به یاد روی مه آلوده اش غزل خوانم
به فکر ماه پس ابرم و هراسانم
چقدر طول کشید انتظار ، می ترسم
به وقت آمدنت زنده ام ؟ نمی دانم
به فکر پرده کشیدن ز رویت ای ماهم
که از زمان ظهورت حدودا آگاهم
نه ، دور نیست زیاد این زمان ظهور
ببین صدای قدمت آید از ته آهم
عطش برای شرب نگاهت ببین به لب هایم
همین بس است بیا و نگو نمی آیم
برای انتظار تو آقا توانمان رفته
برای شیعه بد است آقا ، نگو که تنهایم
پس از هزار و چند قرن هنوز می نالم
که شیفته رخ ماه و خراب آن خالم
ولی همین که خوب فکر می کنم شاید من
به شاخه های درخت شکفتنت کالم
مرا نبین که به گلشن و چمن خارم
امید آمدنت را به روی گل دارم
به خاطر گلها بیا بهار گلزارم
که سیصد و سیزده گل در این چمن دارم
نوشته شده توسط منتطر در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت
ای سپهر مشیت الرحمن*** مظهر حق عبارت السبحان
وستایش خدای سبحان را*** که تویی از تبار الرحمن
مرسل عترت رسول الله*** عطرا بخش علم القرآن
فتبارکت احسن المخلوق*** که تویی فخر خلقت انسان
منطقت منطق رسول خدا*** از که آموختی فنون بیان
به حساب خدا نوشته شود*** اینکه مدح تو میکند سلطان
من به دور خدا طواف کنم*** که تویی کعبه خدارویان
ای سلامَ ت زیارت حسنین*** تویی هم لؤلؤیی و هم مرجان
تو حسینی تو مجتبی تو علی*** یا رسول دگر برای زمان
وقتی آیینه جمال شدی*** سجده بر آدمی شود آسان
این تویی ثقل وحدت ثقلین *** علی اکبر امام حسین (ع)
ای کلام مطهرت اکبر*** ذکر الله اکبرت اکبر
دست از ابتدای میلادت*** همنوای پیمبرت اکبر
رجز تو اذان زیبایت*** چون علی صوت حنجرت اکبر
سخنانت مقاومت آور*** در تمامی لشگرت اکبر
خصم را تاب استقامت نیست*** لحظه ای در برابرت اکبر
وقت شمشیر ذوالفقاری تو*** قاتل خصم کافرت اکبر
جلوه رزم مرتضایی تو*** حمله های مکررت اکبر
سروری کرده ای تمامی عمر*** بر عموی دلاورت اکبر
ای به قربان راه رفتن تو*** قدمت مثل مادرت اکبر
یوسف خیمه بنی هاشم*** روی ماه و مطهرت اکبر
باب میلاد مهدی زهرا*** روز میلاد انورت اکبر
این تویی ثقل وحدت ثقلین *** علی اکبر امام حسین (ع)
ای به سمت جنان قدمهایت *** معرفت ریزد از سر و پایت
جامه عصمتت برازنده *** معنویت ردای زیبایت
بوی عطر محمدی داری *** هیئت تو بود تولایت
چه بگویم فرشتگان خدا *** بالشان فرش قد رعنایت
ابرِ بالا سرت همان ابریست *** که شده سایبان آقایت
گاه دارد برادرت سجاد *** میل سجاده مصلایت
همه بر عمه ملتمس اما *** عمه دست دعا به نجوایت
بین آن حلقه های گیسویت *** خانه عاشقان شیدایت
اشبه الناس خاتم الرُسُلی *** پس به معراج می رسد پایت
پدرت زیب دوش پیغمبر *** پس تویی زیب دوش بابایت
ذره ای هم هوای نفست نیست *** مانع پر گشودن از جایت
این تویی ثقل وحدت ثقلین *** علی اکبر امام حسین (ع)
ای خداوند خوانده مؤتمنت *** بوی توحید می دهد سخنت
می تراود ظهور عاشورا *** از کلام ولایی دهنت
چقدر با فضیلتی آقا *** ای به قربان روزه داشتنت
خُلق و خوی تو بس کریمانه ست ***برده ای ارث از عمو حَسَنت
می سِزَد نایب الامام شوی *** یا رسول امام بت شکنت
دشمنت خوانده است امام تو را *** دوش خوانده پیامبر زَمَنَت
قد و بالای مصطفایی را *** نکن ای دوست سرمه فِتَنَت
نزند نیزه گل به اندامت *** حیف گلهای روی پیرهنت
پیش بابا کمی قدم بردار *** نیست تاب شنیدن مِحَنَت
سعی کن تا محاصره نشوی *** هر طرف پخش می شود بدنت
نوشته شده توسط منتطر در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 5:4 موضوع | لینک ثابت
سلام
پدر حضرت آیه الله العظمی سیستانی مرحوم سید حسین سیستانی چندین سال در مشهد مقدس به کارهای مختلف و راههای مختلف پرداخت تا که امام زمان(روحی له الفدا) را ببیند
این کار سی سال طول کشید
بخونند اونهایی که فکر می کنند با دو روز و سه روز میشه امام زمان را دید
رویت حضرت سری من اسرار الله است
سالها در مشهد مقدس بر این رویه پشت کار داشت تا اینکه روزی به او خبر دادند سیستانی اگر می خواهی حضرت را ببینی برو به ان نقطه شهردر خانه ای حضرت هستند
دوان دوان رفت و وارد ان حیاط مذکور شد دید جنازه ای بر زمین افتاده حضرت ایستادند وجود نازنین حضرتش خود بر ان جنازه نماز خواندند و برایشان گریه کردند (خوش به حالش)
سید حسین می گوید مانده بودم خدایا این جنازه کیست؟؟
تا خواستم از محضرشون سئوال کنم فرمودند: سید حسین این زن را می بینی که ما بر او نماز خواندیم!!
این زنی است که در سالهایی که رضا خان کشف حجاب می کرد از ترس اینکه بیاید بیرون و خدای نکرده از او کشف حجاب کنند از او و نامحرمی موی او را ببیند کل آن ایام را از خانه بیرون نیامد
نمی خواهد اینقدر دست و پا بزنید برای دیدن من
نمی خواهید اینقدر دست و پا بزنید که مرا ببینید
همینقدر مطیع امر مولا باشید ما به دیدنتان می آییم
همینقدر مقید به دین اسلام باشید ما به دیدارتان می آییم
خیلی حرف بزرگی است ما ( ولی خدا)به دیدارتان می آییم
الان که کشف حجاب نمی کنند
الان چرا چادر مادرش زهرا(سلام الله علیها) شده دموده
الان چرا شرط به کار گیری خیلی جاها حجاب بده؟؟
الا ورود به دانشگاها در خیلی جاها منصرفه به اینکه باید ..... باشید
تا میگی چادر این شده تکیه کلامشون
مگه حجاب فقط چادره؟؟نه مانتو هم حجابه ولی کدوم مانتو؟؟؟
آری امام زمان به دیدنتون میاد اگر..... انجام ندی؛ترک کنی؛
هر کسی گناهاش را بذاره جای ان نقطه چین چون فقط خدا و امام زمان می دونند تو و من چه کاریه ایم؟؟؟(چقدر دوستون دارند)
نوشته شده توسط منتطر در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ساعت 12:34 موضوع | لینک ثابت
مکیال المکارم
منبع : سایت موعود
نوشته شده توسط منتطر در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ساعت 7:33 موضوع | لینک ثابت
**كليد سربلند بيرون آمدن از امتحانات خداوند = اهل بيت(ع) و امروز امام مهدي (ع)**
نوشته شده توسط منتطر در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ساعت 7:18 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگفتار کتاب آفتاب در غربت را که بسی جای تامل و اندیشیدن دارد را در اینجا با هم می خوانیم .
سلام بر تو ای امام، ای جان جانان، ای عزیز عزیزان، ای ماه تابان و ای خورشید پشت ابر!
سلام بر جد غریب و مظلومت، سرور و سالار شهیدان، همو که در زیارتش «غریب الغرباء» خوانده می شود و تو غربت را از آن شهید مظلوم به ارث برده ای...
مولای من! گمان نمی کردیم روزی فرارسد که بخواهیم از «غربت» شما سخن بگوییم. مگر می شود کسی که همه ی هستی به طفیل او و برکت وجودش برپاست و مومن و کافر از کنار سفره ی او روزی می خورند ناشناخته بماند؟
مگر ممکن است آن که همه ی انبیا و اولیای خدا چشم انتظار قدومش هستند فراموش گردد؟؟ مگر می توان باور کرد که سرچشمه ی آب حیات و اقیانوس بی کران رحمت الهی بی استفاده بماند و مگر می توان پذیرفت که انتقام گیرنده ی خون خدا هم چون جد شهیدش، غریب و مظلوم واقع شود؟؟
سخن گفتن از غربت شما چقدر سخت و دشوار است! ای کاش خورشید عالم تاب وجود شما از پس ابرهای غیبت آشکار می شد تا دیگر کسی شما را غریب نمی خواند و این کتاب هم منتشر نمی شد...
ای کاش چنین روزی فرا نمی رسید که دوستان شما دور هم جمع شوند و در غربت شما اشک ماتم بریزند!!!
مولای من وقتی سخن از غربت شما به میان می آید بسیاری آن را صرفا امری احساسی و مبالغه آمیز تلقی می کنند. دریغا! که برخی شیعیان هم از غربت شما غافل هستند و لازم است برای آنها اثبات شود که شما غریب هستید و این خود نشانه ی دیگری از غریب الغربا بودن شماست. پس شما در میان غریبان هم غریب هستید و قلم تاب آن را ندارد که درباره ی این حقیقت تلخ چیزی انگارد.
اما چه می توان کرد؟ باید تلخی ها را بازگو کرد تا خفتگان بیدار شوند، فکرها زنده گردد، دل ها بسوزد، اشک ها بر گونه ها بغلتد و دست ها به سوی پروردگار عالم برآید که :
«اللهم عجل فی فیج مولانا صاحب الزمان صلوات الله علیه» خدایا با درد محرومیت از امام زمان علیه السلام و یتیمی در زمان غیبت چنان خو گرفته ایم که به تدریج مولایمان را فراموش می کنیم. بارالها! ما آبرویی نداریم اما بر غربت و تنهایی محبوب خودت رحم کن و ایشان را از این مظلومیت و بی کسی خارج گردان!
مدت ها بود که حدیثی درباره ی امام عصر علیه السلام مرا به تامل وا می داشت. این حدیث از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده که در توصیف فرزند عزیزشان فرموده اند:
هو الطریدُ الوحیدُ الغریب...
او طرد شده ی تنهای غریب است
در این اندیشه بودم که آیا واقعا امام زمان ما تنها و غریب هستند؟ و اگر نخواهیم فرمایش معصوم را حمل بر مسامحه گویی کنیم چه معانی می توانیم برای آن قائل شویم؟ آنچه در این کتاب ملاحظه می کنید نتیجه ی لطف و عنایت خود امام عصر علیه السلام درباره ی این موضوع است...
یا صاحبَ کلِّ غریبٍ یا مونِسَ کلِّ وحیدٍ یا ملجأ کلِّ طریدٍ عجِّل فَرَجَ الغریبِ الوَحیدِ الطریدِ واجعلنا مِن اعوانِهِ و اَنصاره و الذّابینَ عنه و المُسارعینَ الیه فی قضاءِ حَوائِجِه و المُمتَثِلین لاَوامِرِه والمحامینَ عنه و السّابِقین الی ارادته و المُستَشهَدینَ بینَ یَدَیهِ
نوشته شده توسط منتطر در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ساعت 7:14 موضوع | لینک ثابت
کتاب آفتاب در غربت

نام (البته تصويري كه جناب اميد فاطمه قرار دادند مربوط به طرح جلد جديد اين كتاب است)
بنده مشخصات اين كتاب را بر اساس كتابي كه اكنون در دست دارم و تصوير آن را در بالا مشاهده ميكنيد از روي خود كتاب مينويسم (البته چاپهاي جديد ممكن است كمي تفاوت داشته باشد):
کتاب: آفتاب در غربت
نویسنده: تالیف دكتر محمد بنیهاشمی
ناشر: انتشارات ميقات
حروفچيني: محمد سعيد آقا محسن تاجر
ليتوگرافي سپند
قيمت: 2300 تومان
تلفن مركز پخش: 6480026
درباره كتاب:
كتاب حاضر اثري ارزشمند است كه در 4 بخش سامان يافته است:
بخش اول، شكر نعمت هاي الهي.
فصل اول: اهميت شكر پروردگار
فصل دوم: انواع شكرگزاري
فصل سوم: بالاترين درجه شكر
فصل چهارم: نتيجه شكر و كُفران نعمت
فصل پنجم: شكر واسطههاي نعمت
بخش دوم، شكر نعمت امام عصر عليه السلام.
فصل اول: نعمت بودنِ امام عصر
الف) نعمت بودنِ امام از جهت تكويني
ب) نعمت بودنِ امام از جهت تشريعي
فصل دوم: شكر قلبي نعمت امام عصر (ع)
فصل سوم: شكر زباني نعمت امام عصر
فصل چهارم: شكر عملي نعمت امام عصر
بخش سوم، غربت امام عصر عليه السلام.
فصل اول: امام ناشناخته
فصل دوم: امام از ياد رفته
فصل سوم: امام فرو نهاده
فصل چهارم: امام دور از اهل و يار
فصل پنجم: امام بييار و ياور
فصل ششم: منتقم خون حسين (ع)
بخش چهارم، ياري غيب.
فصل اول: اهميت ياري امام عصر و اقسام آن
فصل دوم: ياري امام عصر به قلب
فصل سوم: ياري اما عصر به زبان
فصل چهارم: ياري امام عصر با عمل
فصل پنجم: ياري امام عصر با ياري امام حسين
اين كتاب در آموزش و تبليغ كاربرد اساسي دارد و در بسياري از خوانندگان تأثير عميق داشته است.
دكتر بنيهاشمي در اين كتاب، بررسی جامعی در موضوع امامت و ضرورت آشنایی با پیشوای زمان و توجه به حضور مستمر پیشوای الاهی و نیز یادکرد عوامل غفلت ها و فراموشی ها نسبت به ساحت آن آشنای از یاد رفته و ناشناخته دارد.
خواندن بخش چهارم اين كتاب را به همهي آناني كه قصد ياري امام خود را دارند توصيه ميكنم.
نوشته شده توسط منتطر در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ساعت 7:10 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما عزیزان و دوستداران امام عصر(عج)این وبلاگ بر مبنای آماده سازی مردم برای ظهور حضرت حجت و هدف از ایجاد و طراحی این وبلاگ انس گرفتن بیشتر با حضرت صاحب الزمان است انشاالله با یاری ایشان و دعای شما عزیزان بتوانیم از این وظیفه ی سنگین موفق بیرون بیاییم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY